اين فهرست اضافه كرد. فهرست من به همان صورتي كه هست، براي نشان دادن اهميت فعاليتهاي ماداوا در جنوب هند، در زماني كه آيين هندو در باقي هندوستان كاملاً زير فشار فاتحان مسلمان قرار گرفته بود، كافي است.
سايانا1
سايانا كاريا (استاد سايانا) بزرگترين مفسر ودانتايي سدههاي ميانه (وفات: 1387).
سايانا وزير سانگاماي دوم2 و هَريهاراي دوم از سلسلهٴ ويجايانگر در جنوب هند بود. از سال1331 تا 1386 رئيس صومعهٴ شرينگري (در بخش كدور در ميسور) بود.
او برادر ماداوا بود و كتابهاي هريك از دو برادر غالباً به برادر ديگر نسبت داده شده و از اين نظر اختلاط و آشفتگي زيادي وجود دارد. گفته شده است كه هردو يكتن بودهاند. به دلايل زيادي مايل به پذيرفتن اين عقيدهام، مهمترينش اينكه در پايان پيشگفتار
ساروادارساناسامگراها، موٴلف خود را سايانا ـ ماداوا مينامد و اين نام دوگانه همراه با فعلي به كار رفته است كه بهصورت تثنيه نيست. به عقيدهٴ آرتور كوك برنل3، سايانا نامي دراويدي است براي كودكي كه پس از مردن همهٴ خواهران و برادرانش زاده شده باشد. سايانا ممكن است اشارهاي به جسم باشد و ماداوا به روح.
خواه سايانا جدا از ماداوا باشد يا جزء آن، او تفسيرهاي زيادي بر ريگودا،
آيتاريا سامهيتا، براهمنا، و آرانياكا، تايتيريا سامهيتا و غيره نوشت. حجم زياد اين آثار قبول اين مطلب را دشوار ميسازد، كه همگي بهوسيلهٴ يك نفر نوشته شده باشد، با اينهمه روايات بسياري آنها را به او( يا به برادرش) نسبت ميدهند. بهتر است تفسير او را بر
ريگودا بررسي كنيم. از شصت و چهار آدهايا در هشت آشتاكاي اين تفسير، بيستتاي آن بهطور ضمني حاكي از موٴلف بودن ساياناست و بقيه نه. در همان آغاز كتاب، تأليف آن به ماداوا نسبت داده شده است! اين كاملاً گيجكننده است. بهعلاوه، تضادهاي زيادي وجود دارد. واژههاي معيني در جاهاي مختلف همين متنها به صورتهاي متفاوتي معني شده است. وقتي همهٴ اينها را كنار هم بگذاريم، مشكل بتوان از يكچنين نتيجهگيري پرهيز كرد، كه سايانا در تأليف اين كتاب از كمك فضلاي ديگر از جمله برادرش برخوردار شده است. به جاي اينكه او را يك نفر فرض كنيم، بايد يك مكتب بشماريم (همچنانكه در مورد مترجمان بزرگ يوناني به عربي يا عربي به لاتيني داشتهايم). ممكن است